آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۴/۱۱/۱۴
در پروندههای مطالبه وجه چک بلامحل، وقتی رأی بدوی صادر میشود، طرف محکومعلیه یا حتی محکومله ممکن است با استفاده از حق قانونی خود، تجدیدنظرخواهی کند. در این مرحله، یک «لایحه دفاعیه پاسخ به تجدیدنظرخواهی چک بلامحل» نقش حیاتی دارد؛ چون دقیقاً همان جایی است که باید ایرادات طرف مقابل را هدفمند پاسخ داد، مستندات را منظم ارائه کرد و از رأی بدوی دفاع کرد تا دادگاه تجدیدنظر دچار تردید در استحکام رأی نشود.
پرونده مطالبه وجه چک در دادگاه حقوقی در صورتی که مبلغ چک بیش از سیصد هزار تومان! باشد مانند سایر دعاوی حقوقی قابل تجدیدنظر خواهی در دادگاه تجدیدنظر استان است. در دفاع و تجدیدنظر خواهی از سوی خواهان یا خوانده بدوی (تجدیدنظر خواه یا تجدیدنظر خوانده) حسب مورد و با توجه به موضوع جهات خاصی می تواند سبب و دلیل برای دفاع و استدلال در جهت توجیه یا انکار خواسته قرار گیرد.
این نمونه لایحه برای افرادی مفید است که در جایگاه تجدیدنظرخوانده قرار گرفتهاند (یعنی طرف مقابلشان تجدیدنظرخواهی کرده) و میخواهند به ادعاهایی مثل «تسویه بدهی»، «پرداخت اقساطی»، «تغییر تاریخ چک»، یا «ماهیت قرضالحسنه بودن چک» پاسخ حقوقی بدهند. اگر موضوع پرونده شما به ایرادات شکلی یا ماهوی در روند رسیدگی هم گره خورده، مطالعه مقاله «لایحه تجدیدنظرخواهی از اعسار بدلیل ایراد شکلی» میتواند در شناخت چارچوبهای شکلی تجدیدنظر به شما کمک کند.
متن لایحه دفاعیه پاسخ به تجدیدنظرخواهی چک بلامحل
به نام خدا
ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان تهران
احتراماً در خصوص پرونده کلاسه …… (شماره بایگانی: ……) که منجر به صدور دادنامه شماره …. مورخ ۱۳۹۴/۰۱/۲۲ از سوی شعبه ۲۰ دادگاه عمومی حقوقی تهران گردیده است در پاسخ به لایحه تجدیدنظرخواهی محکوم علیه مراتب ذیل را به استحضار می رساند:
مقدمتاً لازم به ذکر است محکوم علیه (آقای سید محمد ….) دو فقره چک به مشخصات ذیل صادر مینمایند:
1- چک شماره …. عهده بانک تجارت مورخ ۱۳۸۷/۰۵/۰۱ به مبلغ ۷۳/۰۰۰/۰۰۰ ریال
2- چک شماره …. عهده بانک ملی مورخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۶ به مبلغ ۱۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال
که هر دو چک در مراجعه به بانک محال علیه به دلیل عدم موجودی منجر به گواهی های عدم پرداخت میگردد. متعاقباً اینجانب اقدام به طرح دعوای مطالبه وجه چک و خسارت تأخیر تأدیه می نمایم که به موجب دادنامه شماره …. مورخ ۱۳۹۱/۰۹/۲۶ صادره از سوی شعبه ۲۰ و دادنامه اصلاحی شماره …. مورخ ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ صادره از شعبه مذکور صادر کننده چک محکوم به پرداخت وجه دو فقره چک میگردند.
وکلای ایشان ضمن واخواهی به آراء بدوی و با ارائه تصویر چند فقره اسناد واریزی ادعا می نمایند پس از صدور گواهیهای عدم پرداخت و مراجعه اینجانب به ایشان، آقای سید محمد …. اقدام به تأدیه کامل وجه چکها به صورت اقساط مینمایند و جهت بررسی موضوع تقاضای ارجاع امر به کارشناس را درخواست مینمایند. کارشناس محترم در نظریه مورخ ۱۳۹۳/۰۳/۱۱ مبالغ پرداختی واخواه را مربوط به سود (وام، مشارکت، سرمایه گذاری و …) می داند و اصل مبلغ ۱۷۳ میلیون ریال را پرداخت نشده تشخیص میدهند.
متعاقباً با اعتراض واخواه موضوع جهت بررسی بیشتر به هیئت محترم سه نفره کارشناسان ارجاع می شود که کارشناسان محترم نیز بعد از بررسی های دقیق مدارک و مستندات پرونده، مبالغ واریزی را به عنوان تسویه وجه چک ها تلقی نمینمایند و نهایتاً به موجب دادنامه شماره …. مورخ ۱۳۹۴/۰۱/۲۲ رأی واخواسته عیناً تأیید میگردد. اکنون در پاسخ به لایحه تجدیدنظرخواهی وکلای محکوم علیه بیان می دارد:
1- وکلای محترم تجدیدنظرخواه در لایحه واخواهی خود بدون اشاره به قرض الحسنه بودن مبلغ چک ها بیان مینمایند: «مقرر می گردد موکل به صورت اقساط و تا حد امکان مالی نسبت به تأدیه وجه چک های موضوع دعوا اقدام نماید…» در حالی که وکلای محترم در لایحه تجدیدنظرخواهی خود نه تنها اصل مبلغ را بابت قرض الحسنه می دانند بلکه مدعی تسویه حساب کامل با اینجانب می شوند. صرف نظر از وجود تضاد میان ادعاهای وکلای محترم، طبق ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی «در صورتی که حق یا دینی بر عهده کسی ثابت شد اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود.» بنابراین وجود اصل چک نزد اینجانب دلیل عدم تسویه با تجدیدنظرخواه است چرا که در صورت تسویه تجدیدنظرخواه اقدام به استرداد اصل چک ها می نمود.
2- طبق نظریه هیئت محترم کارشناسان تاریخ چک ها تغییر یافته بدین صورت که چک شماره …. از تاریخ ۱۳۸۶/۰۷/۰۶ به تاریخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۶ و چک شماره … از تاریخ ۱۳۸۶/۰۵/۰۱ به ۱۳۸۷/۰۵/۰۱ تغییر یافته است. وکلای تجدیدنظرخواه ادعا نموده اند «… به دلیل اینکه تصفیه مبلغ قرض الحسنه چند سال به طول انجامیده است و تجدیدنظرخوانده اجازه تعویض چک ها را به موکل نمی داده لذا موکل اقدام به اصلاح تاریخ چک ها نموده تا از این طریق چک ها اعتبار خود را تا پرداخت آخرین قسط توسط موکل به تجدیدنظر خوانده حفظ نماید…».
علی رغم ادعای وکلای تجدیدنظرخواه، تاریخ اسناد و فیش های واریزی و هم چنین نظریه هیئت سه نفره کارشناسان نشان می دهد حتی بعد از تاریخ مندرج در چک (تاریخ اصلاح شده) نیز مبالغی واریز شده است. بنابراین اگر طبق اظهارات لایحه تجدیدنظرخواهی تا تاریخ مندرج در چک ها مبالغ آن ها واریز شده، واریزهای بعد از این تاریخ بر چه مبنا و اساسی بوده است؟
3- مطلب دیگر این که به موجب فیش های واریزی و نظریه هیئت محترم کارشناسان مبالغی از سوی اشخاص دیگر از جمله آقایان رضا …. و مهدی …. واریز شده که ارتباطی با تأدیه دین تجدیدنظرخواه ندارد و علاوه بر این برخی از این مبالغ به حساب خانم عادله …. واریز شده که در این خصوص نیز اینجانب ذی نفع نمی باشم.
4- تجدیدنظرخواه محترم نه در لایحه واخواهی و نه در لایحه تجدیدنظرخواهی خود هیچ گونه دلیل و مدرکی در جهت اثبات ادعای خویش مبنی بر قرض الحسنه بودن مبلغ چکها ارائه نداده است و ادعای توافق طرفین مبنی بر تصفیه وجوه چکها به صورت اقساط در طول مدت زمان نیز متکی بر دلایل قابل استناد و در نتیجه قابل دفاع نمیباشد.
5- وکلای تجدیدنظرخواه در لایحه خود علت تغییر دادن تاریخ چک ها از سوی تجدید نظرخواه را حفظ اعتبار آن ها تا پرداخت آخرین قسط به تجدیدنظرخوانده می دانند در حالی که طبق نظریه هیئت محترم کارشناسان علی رغم تغییر تاریخ چک ها مبالغ آنها ثابت مانده و بنابراین مبالغ واریزی به عنوان تسویه حساب چک ها تلقی نمی شوند. صرف نظر از عدم تغییر مبلغ چک ها، وجود اصل چک در دست اینجانب و عدم اقدام تجدیدنظرخواه برای استرداد آنها نیز دلیلی بر اشتغال ذمه ایشان میباشد.
در پایان نظر به مراتب مذکور تقاضای رسیدگی و تأیید دادنامه تجدیدنظرخواسته مورد تمنا میباشد.
با تشکر و تجدید احترام
وکیل مسعود محمدی
تحلیل حقوقی لایحه دفاعیه پاسخ به تجدیدنظرخواهی چک بلامحل
در این لایحه، ستون فقرات دفاع بر دو محور کلاسیک و بسیار مؤثر بنا شده است: اصل بقای دین و لزوم اثبات ادعا توسط مدعی. استناد به ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی (با منطق «وقتی دینی ثابت شد، اصل بر بقای آن است مگر خلافش ثابت شود») در کنار اشاره عملی به «وجود اصل چک نزد دارنده» یک استدلال ترکیبیِ حقوقی-عملی میسازد که برای دادگاه تجدیدنظر قابل اتکا است. این دقیقاً همان چیزی است که در تجدیدنظر جواب میدهد: نه شعار، نه روایت؛ بلکه استدلال قابل سنجش.
از منظر فنیتر، این لایحه چند «نقطه شکست» در روایت تجدیدنظرخواه ایجاد میکند: تضادگویی نسبت به ماهیت پرداختها (اقساط برای تسویه یا پرداختهای مرتبط با سود/سرمایهگذاری)، ایراد منطقی درباره واریزهای بعد از تاریخ اصلاحشده چک، و همچنین تبیین اینکه برخی واریزها اساساً از سوی اشخاص ثالث و به حساب اشخاص دیگر بوده و به رابطه دینی موضوع چک قابل انتساب نیست. اینها در عمل، بار اثبات را سنگینتر میکند و دادگاه را به این سمت میبرد که رأی بدوی را «مستدل و مبتنی بر نظر کارشناسی» ببیند، نه یک تصمیم قابل نقض.
جمعبندی حرفهای این است: اگر در تجدیدنظر، طرف مقابل صرفاً «ادعا» را تکرار کند اما دلیل مکتوب معتبر (مثل رسید تسویه، اقرار، توافق کتبی، یا دلیل انتساب واریزها به دین) ارائه ندهد، این لایحه مسیر را برای تأیید دادنامه بدوی هموار میکند. برای تنظیم لایحه متناسب با جزئیات پرونده شما (بهخصوص در موضوعاتی مثل انتساب پرداختها، ارزش اثباتی فیشها و مدیریت نظریه کارشناسی)، میتوانید برای رزرو وقت مشاوره حقوقی با وکیل مسعود محمدی اقدام کنید تا دفاع شما دقیقاً بر اساس مستندات پرونده طراحی شود، نه صرفاً بر اساس یک نمونه عمومی.
پرسش و پاسخ تخصصی
۱) در پاسخ به تجدیدنظرخواهی چک بلامحل، مهمترین محور دفاعی چیست؟
مهمترین محور دفاعی معمولاً «پاسخ به ادعای تسویه یا پرداخت» است. در بسیاری از تجدیدنظرخواهیها، محکومعلیه تلاش میکند با ارائه فیشهای واریزی یا ادعای توافق شفاهی، رأی بدوی را متزلزل کند. شما باید نشان دهید این پرداختها یا اصلاً مرتبط با دین موضوع چک نیستند (مثلاً بابت سود، سرمایهگذاری یا معاملات دیگر بودهاند)، یا انتسابشان به بدهی مورد حکم اثبات نشده است. همچنین اگر اصل چک نزد شماست، این یک قرینه عملی مهم است؛ چون در عرف و منطق معاملاتی، تسویه کامل معمولاً با استرداد لاشه چک همراه است.
۲) آیا «داشتن اصل چک» به تنهایی برای رد ادعای تسویه کافی است؟
داشتن اصل چک به تنهایی یک «اماره و قرینه قوی» است، اما کافی بودن آن وابسته به وضعیت پرونده است. اگر طرف مقابل سندی مثل رسید تسویه رسمی، اقرار کتبی، توافقنامه تسویه یا دلیل معتبر بر پرداخت ارائه کند، دادگاه ممکن است وارد بررسی ماهوی شود. اما اگر طرف مقابل فقط فیشهای پراکنده ارائه کند و ارتباط آن با دین چک روشن نباشد، وجود اصل چک میتواند در کنار اصل بقای دین و نبود دلیل معتبر، دفاع را بسیار تقویت کند.
۳) تغییر تاریخ چک چه اثری در دعوای مطالبه وجه و تجدیدنظر دارد؟
تغییر تاریخ چک میتواند دو اثر مهم داشته باشد:
اول، از حیث اعتبار سند و بررسی اصالت (که معمولاً با کارشناسی بررسی میشود). دوم، از حیث منطق ادعای تسویه؛ یعنی اگر طرف مقابل میگوید تاریخ را تغییر داده تا چک اعتبار داشته باشد تا آخرین قسط پرداخت شود، اما بعد از تاریخ اصلاحشده هنوز واریزهایی وجود دارد، این ادعا دچار تناقض میشود. در تجدیدنظر، همین تناقضهای زمانی میتواند دادگاه را متقاعد کند که روایت تجدیدنظرخواه «منسجم و اثباتشده» نیست.
۴) اگر برخی واریزیها توسط اشخاص ثالث انجام شده باشد، آیا دادگاه آن را پرداخت بدهکار حساب میکند؟
نه لزوماً. پرداخت توسط ثالث زمانی به نفع بدهکار محسوب میشود که انتساب پرداخت به دین بدهکار و به طلبکار روشن باشد. اگر پول به حساب شخص دیگری واریز شده یا پرداختها ارتباط قراردادی دیگری داشته باشد، یا دلیل انتساب به دین چک ارائه نشود، این واریزها الزاماً تسویه بدهی چک محسوب نمیشوند. در دفاع، باید دقیقاً روی «زنجیره انتساب» کار کنید: چه کسی پرداخت کرده، به حساب چه کسی، بابت چه تعهدی، و با چه دلیل مکتوبی.
۵) در دادگاه تجدیدنظر، نظریه کارشناسی چه جایگاهی دارد و چگونه باید با آن برخورد کرد؟
نظریه کارشناسی در دعاوی مالی (از جمله اختلاف بر سر پرداختها و انتساب فیشها) وزن بالایی دارد، بهویژه وقتی هیئت سه نفره هم همان نتیجه را تأیید کرده باشد. در پاسخ به تجدیدنظرخواهی، بهترین رویکرد این است که نشان دهید:
کارشناسی بر اساس اسناد و گردش مالی انجام شده،
اعتراضهای طرف مقابل بررسی شده،
و نتیجه کارشناسی با منطق پرونده سازگار است.
اگر طرف مقابل دلیل جدید و مؤثری ارائه نکرده باشد، دادگاه تجدیدنظر معمولاً وارد نقض نتیجه کارشناسی نمیشود و به سمت تأیید رأی بدوی میرود.






