Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

لایحه تجدیدنظرخواهی مطالبه مبلغ آپارتمان فروخته شده و تحلیل حقوقی آن

تجدیدنظرخواهی مطالبه مبلغ آپارتمان

آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۴/۱۰/۰۹

لایحه تجدیدنظرخواهی مطالبه مبلغ آپارتمان فروخته شده در بسیاری از موارد به‌عنوان یک ابزار حقوقی مهم برای اصلاح یا تغییر رای دادگاه بدوی به کار می‌رود. در چنین پرونده‌هایی، ممکن است طرفین دعوا نتوانند توافقی بر سر میزان مبلغ پرداختی یا شرایط قرارداد داشته باشند، یا این که شرایط فروش به‌گونه‌ای اجرا شده باشد که موجب اختلاف در مبلغ پرداختی گردد.

یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث درخواست تجدیدنظر در این نوع پرونده‌ها می‌شود، عدم توجه کافی دادگاه بدوی به مستندات و مدارک ارائه‌شده است. در بسیاری از موارد، شهود، مکالمات ضبط‌شده، و مدارک واریز وجه می‌تواند تأثیر زیادی در اصلاح رای داشته باشد. به‌عنوان مثال، در پرونده‌های فروش آپارتمان، ممکن است خریدار ادعای پرداخت مبلغ بیشتری داشته باشد، در حالی که مستندات مالی، از جمله رسیدهای بانکی و فیش‌های واریز، خلاف این را نشان دهند.

در اینجا، وکیل باید با استفاده از اصول قانونی و مستندات معتبر، لایحه تجدیدنظرخواهی را تنظیم کند و از دادگاه درخواست کند که با دقت بیشتری به مستندات موجود رسیدگی کرده و حکم جدیدی صادر کند که عدالت را رعایت کند. همچنین در برخی موارد، دادگاه ممکن است از بررسی شهادت‌ها و اظهارات شهود نیز غفلت کند که این امر نیز نیازمند درخواست اصلاح حکم و پذیرش مدارک جدید می‌باشد. به‌طور کلی، هدف از لایحه تجدیدنظرخواهی نه تنها اصلاح اشتباهات موجود، بلکه اطمینان از اجرای صحیح قوانین و حفظ حقوق طرفین دعوا است.

این مقاله به‌طور خاص به لایحه تجدیدنظرخواهی از خواسته مطالبه مبلغ آپارتمان فروخته شده پرداخته و به بررسی نکات حقوقی آن، دلایل اصلی برای اعتراض به رای دادگاه بدوی، و استدلال‌های مورد استفاده در لایحه تجدیدنظرخواهی می‌پردازد. در فرآیند تجدیدنظر، شواهد و مدارک موجود می‌تواند نقشی اساسی در تغییر رای دادگاه ایفا کند. در این زمینه، توضیح خواهیم داد که چگونه مستندات مختلف، از جمله اظهارات شاهدان، فیش‌های واریز وجه و فایل‌های صوتی، می‌توانند بر نتیجه نهایی پرونده تأثیرگذار باشند. در نهایت، برای موفقیت در تجدیدنظر، ضروری است که وکیل پرونده با دقت و مهارت ویژه‌ای لایحه را تنظیم کند تا از بروز هرگونه نقص یا ابهام در آن جلوگیری شود.


متن لایحه تجدیدنظرخواهی از شکایت مطالبه وجه و طلب

 

بسمه تعالی

ریاست و مستشاران محترم دادگاه تجدیدنظر استان تهران

با سلام

احتراما اینجانب مسعود محمدی به وکالت از آقای احمد ….. و خانم پریسا …… مراتب اعتراض شدید موکلین نسبت به دادنامه شماره ……… صادره از شعبه ۱۱۰ دادگاه عمومی حقوقی تهران را به جهت عدم توجه به ادله ی ابرازی و نیز صدور رای بر خلاف مقررات قانونی (مستندا به بند ج و ه ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی) به شرح زیر به عرض آن عالیجنابان می رسانم:

ابتدا در مقام شرح ماجرا به عرض می رسانم:

تجدیدنظرخوانده مالک شش دانگ یک دستگاه آپارتمان به نشانی مندرج در دادخواست بوده است که به جهت نگرانی از بابت تصاحب ملک توسط برادرش  آن را به نام خواهرش منتقل می نماید و در خصوص ملک مذکور از خواهرش وکالت بلاعزل می گیرد که هر زمان اراده نمود ملک را به هر نحو و به هر شخصی منتقل نماید.

همانگونه که وکیل تجدیدنظرخوانده نیز بیان نموده تجدیدنظرخوانده که مبتلا به بیماری پروستات وخیم بوده است به مدت ۹ ماه در منزل موکلین سکونت و موکلین از وی نگهداری و تمامی مراقبت های پزشکی از جمله مراجعات مکرر به بیمارستان، پرداخت هزینه های درمانی و ویزیت پزشک و آزمایش و سایر هزینه ها از جمله خوراک و پوشاک وی توسط موکلین فراهم و پرداخت گردیده است.

در آبان ماده ۱۳۹۹ برادر تجدیدنظرخوانده علیه وی اقدام به طرح دعوای الزام به تنظیم سند رسمی ملک مذکور را می نماید که خانم پریسا ….. با پرداخت حق الوکاله و اخذ وکیل برای تجدیدنظرخوانده جهت دفاع از وی در آن پرونده، سبب رد دعوای برادر تجدیدنظرخوانده و حفظ ملک برای تجدیدنظرخوانده می گردد.

پس از آن، تجدیدنظرخوانده محترم با همان وکالتنامه ی تام الاختیاری که از خواهرش بابت آپارتمان مذکور گرفته بوده اقدام به فروش آپارتمان خود از طریق بنگاه املاک می نماید و وجه حاصل از فروش ملک به صورت چک تضمینی توسط خریدار به تجدیدنظرخوانده پرداخت می گردد و تجدیدنظرخوانده بابت دریافت ثمن معامله به خریدار رسید می دهد.

در این زمان که تجدیدنظرخوانده از بابت کمک موکلین در پس گرفتن آپارتمانش از برادرش، خود را مدیون موکلین می دانسته و حدود نه ماه نیز تحت حمایت همه جانبه موکلین بوده است(از اسکان، خوراک، پوشاک، درمان و …) در چندین نوبت در حضور دوستان و اطرافیان اظهار می نماید که قصد دارد مبلغی را بابت تشکر از زحمات و اقداماتی که موکلین در طی این ۹ ماه برای وی انجام داده اند به خانم پریسا ….. هبه نماید و مبلغ یک میلیارد تومان به عنوان هبه به حساب خانم پریسا ….. واریز می نماید. که علاوه بر صدای ضبط شده ی مکالمه ی میان تجدیدنظرخوانده و موکل(خانم پریسا …..) که در چندین نوبت اظهار می نماید: “این مبلغ را به تو بخشیده ام”  شهود متعددی شاهد و ناظر این هبه شفاهی بوده و در این خصوص حاضر به ادای شهادت بوده اند. و با توجه به این که موکل مبلغ مذکور را خرج نموده است مستندا به ماده ۸۰۳ قانون مدنی غیر قابل رجوع می باشد.

در خصوص مابقی مبلغ مورد مطالبه ی تجدیدنظرخوانده( به میزان یک میلیارد و سیصد میلیون تومان):  وکیل محترم تجدیدنظرخوانده هیچ مدرکی مبنی بر واریز مبلغ مذکور به حساب موکلین ارائه ننموده است و تنها مدرک و مستند ایشان، اظهارات موکل (آقای احمد ….) مبنی بر دریافت مبلغ یک میلیارد و صد میلیون تومان در صورتجلسه اظهارات موکل در کلانتری می باشد که اظهار نموده که مبلغ یک میلیارد وصد میلیون تومان توسط تجدیدنظرخوانده به عنوان امانت به حساب آقای احمد ….. واریز گردیده است تا از محل آن منزلی برای وی رهن نماید و هزینه های زندگی خود را از محل آن تامین نماید و آقای احمد …. هیچگاه منکر مبلغ یک میلیارد و صد میلیون تومان که تجدیدنظرخوانده به حساب وی واریز نموده نبوده است و آمادگی خود را جهت پرداخت مبلغ مذکور به تجدیدنظرخوانده اعلام نموده است. کما این که پس از ارسال اظهارنامه از سوی تجدیدنظرخوانده به آقای احمد ….، از آنجایی که سقف واریز روزانه ی ساتنا، مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان می باشد،  آقای احمد …. اقدام به واریز مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان به حسابی که تجدیدنظرخوانده در اظهارنامه قید نموده بود کرده است که فیش واریز مبلغ مذکور نیز پیوست لایحه تقدیم می گردد و مانده بدهی آقای احمد ….. به تجدیدنظرخوانده مبلغ ۹۰۰ میلیون تومان است که به جهت اینکه تجدیدنظرخوانده حساب آقای احمد …… را توقیف نمود امکان  بازپرداخت مابقی مبلغ(۹۰۰ میلیون تومان) توسط موکل به جهت اقدام شخص تجدیدنظرخوانده تا کنون منتفی گردیده است وگرنه تا کنون مابقی مبلغ نیز به حساب تجدیدنظرخوانده واریز شده بود.

(این قسمت از لایحه به جهت حفظ اسرار موکل حذف شده است)

نظر به توضیحات فوق:

۱- نسبت به مبلغ یک میلیارد تومان وجه واریزی به حساب خانم  پریسا …..:  نظر به اقرار تجدیدنظرخوانده و صدای ضبط شده ی وی که صراحتا اظهار می نماید این مبلغ را به خانم پریسا ….. هبه نموده است و نیز مستندا به شهادت شهود و گواهان، بدوا صدور قرار استماع شهادت شهود در این خصوص و بررسی فایل های صوتی صدای تجدیدنظرخوانده از محضر آن مقام محترم مستدعی است و با توجه به این که موکل مبلغ مذکور را خرج نموده و امکان رجوع از هبه وجود ندارد رد دعوای تجدیدنظرخوانده نسبت به مبلغ یک میلیارد تومان واریزی به حساب خانم پریسا …… مورد تقاضا می باشد.

۲- نسبت به مبلغ یک میلیارد و صد میلیون تومان واریزی به حساب آقای احمد …..: نظر به این که موکل مستندا به فیش واریز وجه پیوست پرونده، مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان به حساب تجدیدنظرخوانده واریز نموده و ۹۰۰ میلیون تومان الباقی به جهت توقیف حساب بانکی موکل توسط تجدیدنظرخوانده، به وی پرداخت نگردیده است، لذا ناشی از اقدام خود تجدیدنظرخوانده بوده  است و در صورت رفع مسدودی حساب های آقای احمد….، ایشان آماده ی پرداخت الباقی مبلغ بوده است. 

۳- نسبت به الباقی مبلغ مورد ادعای تجدیدنظرخوانده (مبلغ دویست میلیون تومان): تجدیدنظرخوانده محترم هیچ دلیل و مدرکی اعم از رسید بانکی یا فیش واریز وجه به حساب موکلین و یا سایر ادله ارائه ننموده است و موکلین نیز اقراری نسبت به واریز مبلغ مازاد بر دو میلیارد و صد میلیون تومان توسط تجدیدنظرخوانده (یک میلیارد به حساب خانم پریسا …… و یک میلیارد و صد میلیون تومان به حساب آقای احمد …..) نداشته اند.

ایرادات دادنامه صادره:

با این وجود و به رغم این که خواهان بدوی هیچ دلیل و مدرکی که بر پرداخت مبلغ مورد ادعا به موکلین دلالت نماید، نه در دادخواست بدوی و نه در جریان رسیدگی ارائه ننموده است و حتی مستندا به نظریه کارشناسی مندرج در پرونده تمامی مبلغ مورد ادعای خواهان به شخص وی پرداخت گردیده است و تجدیدنظرخوانده هیچ دلیلی که دال بر پرداخت به موکلین باشد ارائه ننموده است و از نظریه کارشناس منتخب پرونده نیز به هیچ عنوان صحت ادعای تجدیدنظرخوانده احراز نمی گردد، دادگاه محترم بدوی برخلاف ادله و مدارک مندرج در پرونده در رایی بسیار عجیب حکم به محکومیت تضامنی موکلین به پرداخت مبلغ مورد خواسته ی تجدیدنظرخوانده صادر می نماید.

این در حالی است که رای صادره واجد ایرادات عدیده شکلی و ماهوی به شرح زیر می باشد:

الف- عدم توجه قاضی به مستندات موکلین مبنی بر اینکه پس از ارسال اظهارنامه توسط تجدیدنظرخوانده مبلغ ۲،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال توسط احد از موکلین (آقای احمد …..) به حساب تجدیدنظرخوانده واریز گردید و در رسید پرداخت نیز قید گردید که بابت اظهارنامه ی ارسالی تجدیدنظرخوانده می باشد.

ب- صدور رای بدون این که متکی به هیچ مدرک یا دلیلی (اعم از رسید واریز وجه یا شهادت شهود یا اقرار موکلین یا نظریه کارشناسی) از سوی تجدیدنظرخوانده (خواهان بدوی) باشد. به گونه ای که دقیقا دادگاه محترم

پ- عدم توجه قاضی محترم بدوی به اظهارات موکلین در صورتجلسه ی کلانتری

ت- عدم توجه قاضی محترم بدوی به اقرار شخص تجدیدنظرخوانده در فایل صوتی و نزد شهود و عدم عنایت قاضی به درخواست استماع شهادت شهود از سوی موکلین مبنی براثبات هبه ی مبلغ یک میلیارد تومان به احد از موکلین(خانم پریسا ….)

ث- صدور رای مبهم و بر خلاف ادله ی موجود : قضات محترم تجدیدنظر مستحضر می باشند که نمی توان هیچ کس را به بیش از آنچه که اقرار نموده محکوم نمود. اگر احمد …. اقرار به دریافت مبلغ ۱۱،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نموده است و پریسا ….. نیز اقرار به دریافت مبلغ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نموده است قاضی محترم نمی تواند حکم به الزام ایشان به پرداخت تضامنی مبلغی بدهد که دریافت ننموده اند و هر کس را باید فقط به مبلغی محکوم نمود که دریافت نموده و شخص ضامن پرداخت بدهی دیگران نمی باشد. ولو این که تجدیدنظرخوانده مطالبه ی خود را از این اشخاص به موجب دادخواست واحدی طرح نموده باشد و قاضی محترم بدوی به دعوای تجدیدنظرخوانده علیه دو شخص مختلف در یک دعوا رسیدگی نموده باشد باز هم نمی تواند هر یک را هم به میزان بدهی خود محکوم نماید و. هم به میزان بدهی شخص دیگر پرونده به طور تضامنی محکوم نماید.

ج- عدم توجه قاضی محترم به مدارک تقدیمی در جهت تهاتر بخشی از مبلغ به هزینه کردهای موکلین برای تجدیدنظرخوانده : علاوه بر این که در لایحه ی دفاعیه دادگاه بدوی ذکر گردید و به کارشناس دادگستری نیز ادله ی آن تقدیم گردید، موکلین نیز مطالباتی از تجدیدنظرخوانده داشته اند که کارشناس محترم پرونده بدون در نظر گرفتن مطالبات، صرفا اظهارنظر نمود که تمامی مبالغ از سوی تجدیدنظرخوانده دریافت گردیده است ولی قاضی محترم نه بر اساس نظر کارشناس و نه بر اساس ادله تقدیمی موکلین رای خود را صادر ننموده و مشخص نیست بر چه مبنایی تجدیدنظرخوانده را مستحق مبلغ مورد ادعای وی دانسته است.

چ- صدور رای بر خلاف نظریه کارشناسی مندرج در پرونده : مستندا به نظریه کارشناسی مضبوط در پرونده، کارشناس منتخب دادگاه بدوی صراحتا اظهار نظر نمود که تمامی مبالغ به حساب تجدیدنظرخوانده(خواهان بدوی) واریز گردیده است و هیچ اشاره ای به بدهی موکلین به تجدیدنظرخوانده نگردیده است. اما دادگاه محترم بدوی کاملا مخالف با نظریه ی کارشناسی مندرج در پرونده اقدام به صدور حکم محکومیت موکلین به پرداخت مبلغی نمود که مطابق نظریه کارشناس تماما به شخص تجدیدنظرخوانده پرداخت گردیده است و تجدیدنظرخوانده نیز دلیلی بر اثبات پرداخت مبلغ مورد ادعای خود به موکلین ارائه ننمود.

ح- در خصوص اسباب موضوعی صدور رای قاضی : با عنایت به این که تجدیدنظرخوانده در دادخواست بدوی خود هیچ دلیلی به جز اظهارات موکلین در صورتجلسه کلانتری ارائه ننموده است بنابراین مستند قاضی محترم بدوی برای صدور رای به غیر از نظریه کارشناسی و یا اقاریر موکلین نمی تواند باشد. که در این صورت:

اگر بر اساس نظریه کارشناس رای صادر نموده است: که همانطور که در بالا اشاره شد، مطابق نظریه کارشناسی تمامی پول توسط تجدیدنظرخوانده دریافت گردیده است و نظریه کارشناس که مصون از اعتراض تجدیدنظرخوانده نیز بوده است به هیچ عنوان دلالتی بر پرداخت وجه از سوی تجدیدنظرخوانده به موکلین ندارد.

اگر قاضی بدوی بر اساس اقرار موکلین رای صادر نموده است: که در این صورت مطابق اظهارات موکلین :پریسا …. اقرار به دریافت یک میلیارد تومان نموده است: که مستندات هبه بودن آن(اقرار تجدیدنظرخوانده و شهادت شهود) را نیز به دادگاه بدوی ارائه نموده ولی از سوی دادگاه محترم هیچ عنایتی به این مستندات نگردید. و حتی اگر دادگاه محترم بدوی به ادله ی وی رسیدگی می نمود و هبه را احراز نمی نمود و صرفا بر اساس اقرار وی می خواست او را محکوم نماید نباید به مبلغی بیش از یک میلیارد تومان(که تنها به همین میزان دلیل علیه وی وجود دارد) محکوم می نمود.

احمد …. اقرار به دریافت یک میلیارد و صد میلیون تومان نموده است: که رسید مسترد نمودن دویست میلیون تومان از این پول را پس از اظهارنامه ارسالی تجدیدنظرخوانده و مطالبه وجه مذکور، در دادگاه بدوی ارائه و ضمیمه ی پرونده نموده است و بر اساس همان مدرک پرداخت نیز ادعای اعسار تجدیدنظرخوانده از پرداخت هزینه دادرسی مردود اعلام گردید و بنابراین با توجه به اثبات پرداخت بخشی از بدهی وی، قاضی محترم بدوی اگر می خواست حکم به محکومیت احمد …. صادر نماید، هیچ دلیلی که بتواند به استناد آن، وی را محکوم به پرداخت بیش از نهصد میلیون تومان بنماید وجود ندارد.

بنابراین و با توجه به این که خواهان بدوی(تجدیدنظرخوانده) هیچ مدرکی دال بر پرداخت مبلغی از سوی خواهان به موکلین ارائه ننموده است و صدور رای صرفا بر اساس اظهارات موکلین بوده است بنابراین قاضی محترم بدوی اولا نمی تواند ایشان را به بیش از آنچه که در خصوص آن دلیلی وجود دارد محکوم نماید و ثانیا نمی تواند بر خلاف مقررات قانونی ایشان را به صورت تضامنی محکوم به پرداخت بدهی یکدیگر در مقابل تجدیدظرخوانده بنماید. زیرا اصل بر مسئولیت شخصی است و مسئولیت تضامنی استثنایی بر این قاعده و نیازمند تصریح قانون گذار می باشد( مانند مسئولیت تضامنی صادرکننده و ضامن چک) بنابراین در غیر از موارد مصرح قانونی، باید طبق اصل عمل نمود و هرکس را صرفا به میزان بدهی خود مسئول شناخته و محکوم نمود.

با این وجود دادگاه محترم، بدون عنایت به این ادله، اقدام به صدور رای محکومیت موکلین به پرداخت تضامنی مبلغی نموده است که هیچ مدرکی جهت اثبات مدیونیت موکلین به این میزان از سوی تجدیدنظرخوانده ارائه نگردیده است و  از نظریه کارشناسی و یا اظهارات موکلین نیز نمی توان مدیونیت ایشان را به این مبلغ و آن هم به صورت تضامنی احراز نمود.

نظر به مراتب و توضیحات فوق و ادله ی تقدیمی، نقض دادنامه بدوی که بر خلاف ادله موجود در پرونده و بدون هیچ توجهی به مستندات موکلین و نظریه کارشناسی و بر خلاف قانون صادر گردیده است، و صدور رای شایسته و عادلانه و مطابق با مقررات قانونی از محضر آن عالی مقامان مورد تقاضا می باشد.

با تشکر و تجدید احترام

وکیل مسعود محمدی

تحلیل و توضیح لایحه تجدیدنظرخواهی مطالبه مبلغ آپارتمان فروخته شده

تحلیل و توضیح لایحه:

1. اهمیت مستندات در لایحه تجدیدنظرخواهی

در هر لایحه تجدیدنظرخواهی، مستندات و مدارک موجود از اهمیت بالایی برخوردارند. در پرونده‌هایی مانند مطالبه مبلغ آپارتمان فروخته شده، فیش‌های واریز، رسیدهای پرداخت و حتی اظهارات شاهدان می‌توانند نقش مهمی در اثبات یا رد ادعای طرفین داشته باشند. در این بخش از لایحه، وکیل باید این مستندات را به دقت بررسی کرده و آن‌ها را به طور شفاف و مستند در لایحه تجدیدنظرخواهی بیان کند.

2. استفاده از شهادت شهود و مکالمات ضبط‌شده

شهادت شهود و مدارک ضبط‌شده مانند مکالمات صوتی می‌توانند به‌عنوان دلایل قوی در تجدیدنظرخواهی مطرح شوند. در برخی پرونده‌ها، اظهار نظرهای شفاهی طرفین در برابر شاهدان می‌تواند نقشی حیاتی در حل ابهامات داشته باشد. وکیل باید از این منابع به‌خوبی بهره‌برداری کند و از دادگاه بخواهد تا به این ادله توجه کافی داشته باشد.

3. نقش کارشناس در تحلیل مبلغ مطالبه‌شده

کارشناسان می‌توانند نقش کلیدی در تحلیل مبلغ مطالبه‌شده ایفا کنند. گاهی اوقات، بررسی‌های کارشناسی می‌تواند به روشنی نشان دهد که آیا مبلغ ادعایی از سوی خریدار یا فروشنده واقعی است یا خیر. بنابراین، وکیل باید این تحلیل‌ها را به‌طور دقیق و مستند در لایحه تجدیدنظرخواهی مطرح کرده و از دادگاه بخواهد که آن‌ها را در ارزیابی نهایی دخیل کند.

4. استفاده از قوانین و مقررات برای حمایت از موکلین

در لایحه تجدیدنظرخواهی باید به طور دقیق به قوانین و مقررات مربوطه اشاره شود تا از حقوق موکلین دفاع شود. وکیل باید مستندات قانونی را ارائه دهد و نشان دهد که چرا حکم صادره از دادگاه بدوی با توجه به این قوانین قابل اصلاح است. این استدلال‌ها باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که دادگاه بالاتر قانع شود که حکم باید تغییر کند.


مقالات مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *