آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
دعوی طلاق از جمله دعاوی خانوادگی است که در برخی موارد، پس از صدور رأی در دادگاه بدوی و تجدیدنظر، قابلیت فرجامخواهی در دیوان عالی کشور را دارد. در این مرحله، رسیدگی وارد ماهیت اختلاف نمیشود و تمرکز دیوان صرفاً بر رعایت موازین شکلی، قانونی و انطباق رأی با مقررات آمره است. به همین دلیل، تنظیم لایحه دفاعیه در پاسخ به فرجامخواهی، نیازمند شناخت دقیق حدود صلاحیت دیوان عالی کشور و استناد صحیح به مواد قانونی مرتبط، بهویژه ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی است.
نمونه لایحهای که در این مقاله ارائه میشود، مربوط به دفاع زوج در برابر فرجامخواهی زوجه در دعوای طلاق است؛ لایحهای که محور اصلی آن، رد ادعای عدم امکان سازش و تأکید بر فقدان ایراد شکلی مؤثر نسبت به آرای صادره از دادگاههای بدوی و تجدیدنظر است. این نوع لایحه برای زوجینی کاربرد دارد که با وجود صدور رأی به بقاء رابطه زوجیت، در مرحله فرجام با ادعاهای کلی و غیرمستند مواجه شدهاند. در همین راستا، آشنایی با نمونههای مشابه مانند «نمونه لایحه دفاعیه پاسخ به فرجامخواهی طلاق به درخواست زن در دیوان عالی کشور» میتواند درک بهتری از ساختار دفاعی صحیح در این مرحله ایجاد کند.
متن لایحه دفاعیه فرجامخواهی طلاق در دیوان عالی کشور
بسمه تعالی
ریاست محترم دیوان عالی کشور
با سلام و تقدیم احترام
1- وکیل همسرم در لایحه دفاعیه خود (که عیناً همان لایحه تجدید نظرخواهی است) متأسفانه با تکیه بر بازی با الفاظ و بدون ذکر هیچگونه دلیلی نسبت به رأی صادره از دادگاه بدوی و تجدیدنظر که به نظر می رسد با در نظر گرفتن مصلحت جامعه و خانواده و لزوم حفظ بنیان آن، صحیحاً صادر شده است، فرجام خواهی نموده و این در حالیست که همانطور که ذکر شد به هیچ دلیلی استناد نکرده و حتی واقعیت را از نظر دادگاه پنهان نموده است و فرجام خواهی ایشان با هیچ یک از شقوق و بندهای ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی سازگار و هماهنگ نیست.
2- منشأ این لحن عجیب و قیّم معابانه جناب وکیل در قسمت انتهایی بند یک لایحه، معلوم نیست که خود را به نوعی قیم من و همسرم معرفی نموده و خروج ایشان از کشور و اجازه اخذ پاسپورت را (که هر مردی ممکن است به همسر خود اعطاء نماید) دلیل عدم امکان سازش و ناسازگاری و عدم امکان اصلاح رابطه ما دانسته است، آنجائیکه نه با نقل قول بلکه از زبان خود، رفتار مرا در مدارا و همراهی و فراهم نمودن آسایش برای همسرم و دادن آزادی عمل به ایشان را دلیل بر عدم تمایل ما به ادامه زندگی مشترک دانسته و حتی از زبان من نیز سخن گفته است.
این در حالیست که من همسر و فرزند خود را عاشقانه دوست دارم و یقین دارم که تصمیم همسرم به زندگی در خارج از کشور، قطعاً به زودی پایان خواهد یافت و ایشان به زندگی باز خواهد گشت. از آنجائیکه هیچگاه به حریم جسمانی و معنوی ایشان تعرّضی ننموده و همواره با کمال احترام و مدارا و حتی به نوعی اطاعت و اجابت خواسته ها، با ایشان رفتار نموده ام، تا آنجا که من بعنوان یک مرد چهل و پنج ساله در حال حاضر هیچ چیزی برای خود و بنام خود ندارم و تمام دارائی ام را در همان لحظه که بدست آورده ام، بنام همسرم نموده ام از جمله یک آپارتمان مسکونی در شهرک اکباتان و یک خودروی شخصی هیوندای توسان و نیز تمام مهریه همسرم را یکجا و نقدی به ایشان پرداخت نموده ام و در هیچ جا، هیچکس هیچ نشانه ای از تمایل من برای طلاق دادن ایشان در دست ندارد.
لحن آقای وکیل برای من بسیار ناراحت کننده و عجیب است بخصوص در جائیکه از جانب من تصمیم گرفته و اظهارنظر می نماید که ما تمایلی برای ادامه زندگی مشترک نداریم!!! من این کلام و ادبیات را خواسته همسرم نمی دانم و جملگی را تحریک و تأثیر اطرافیان و بخصوص آقایان وکلای ایشان می دانم که به چه حقی خود را قیّم و کفیل ما برای تعیین تکلیف زندگی بیست ساله مان و سرنوشت فرزندمان دانسته اند. قطعاً این گفته ها و خواسته ها، خواسته همسرم نیست و یقیناً طلاق به مصلحت ما نمی باشد و عمیقاً معتقد به امکان اصلاح رابطه بوده و بازگشت همسرم را بسیار محتمل می دانم.
3- جناب وکیل در جایی به وکالت اعطایی از جانب من به همسرم اشاره نموده و دلیل این را که نتوانسته اند از آن استفاده کنند، بیان نداشته است. من به شما علت آنرا می گویم هر چند که آقای وکیل با زیرکی سعی در کتمان آن داشته.
دلیل آن این است که در جایی از زندگی مشترک، همسرم برای اطمینان خود مهریه اش را مطالبه نموده که من یکجا تمام مهریه را دادم و نیز در زمانیکه هیچ مشکلی بین ما وجود نداشت (هر چند که تا کنون هم هیچ مشکل اساسی بین ما نبوده است) از من تقاضای حق طلاق نمود و من از سر تعمّد و با کمال آگاهی و با علم به اینکه برای اعمال وکالت، زوجه باید حق توکیل به غیر را هم در سند وکالت داشته باشد، بدون اینکه به ایشان اختیار توکیل بدهم و به عبارت دیگر بدون اینکه به ایشان وکالت نامه کاملی بدهم (چون به واقع قصد طلاق دادن ایشان را نداشتم و طلاق را به مصلحت خودمان نمی دانستم) یک وکالت بسیار ناقص و مختصر به ایشان دادم.
جناب وکیل در لایحه خود بدون اینکه قصد و نیّت من را بدانند یا حتی بخواهند که بدانند یا حتی در مورد آن و یا هر یک از حواشی زندگی مشترک ما کسب اطلاع نمایند و بدون اینکه حتی کلمه ای در طول این دادرسی با من صحبت کنند، رفتار مرا حمل بر عدم تمایل به ادامه زندگی مشترک معرفی نمودند.
4- مطالعه لایحه دفاعیه جناب وکیل قلب مرا فشرد و به شدت مرا آزرده خاطر نمود، بخصوص آنجائیکه به من نسبت می دهد که علیه همسرم شکایت سرقت کردم، دلیل این دروغگویی و بی اخلاقی مشخص است که چیزی جز کسب درآمد نمی تواند باشد.
ایشان به دروغ در قسمت انتهای بند دو لایحه خود، مرا متهم به طرح دعوای سرقت علیه همسرم نموده و اگر توجه فرمایید در چند سطر قبل لایحه، به یک دادرسی حقوقی در یک دادگاه حقوقی (و نه کیفری) استناد نموده است.
حال سؤال اینجاست که مگر می شود برای سرقت در دادگاه حقوقی طرح دعوا کرد، من این رفتار عجیب را جز به هدف زیاده خواهی و فریب دستگاه قضایی و قضات شریف، با توسل به دروغ و نیرنگ نمی توانم توجیه کنم و بسیار متأسفم کسانی که به بهانه و برای کسب درآمد و امرار معاش، حاضرند اینگونه تهمت زده، دروغ بگویند و واقعیت را قلب نمایند و از همه بدتر سعی در فریب و تحت تأثیر قرار دادن محکمه که عالی ترین و مقدس ترین نهاد حکومتی است، داشته باشند.
دعوای حقوقی که از آن صحبت می نمایند این است که بنده حدود دویست میلیون تومان در اواخر حضور همسرم در ایران، به ایشان پرداخت نمودم و وقتی همسرم بی خبر و شبانه از کشور خارج شد (شاید به تحریک و تحت تأثیر جماعتی از جنس همین آقایان وکلاء) متوجه شدم پولی را که از من گرفته صرف پشت پا زدن به من نموده است. من بسیار بیش از اینها به همسرم داده ام و همانطور که در صدر لایحه ذکر شد در حال حاضر در سن نزدیک به پنجاه سالگی، هیچ مال و دارائی جز حقوق ماهیانه ندارم و آنچه برای من ارزشمند است و برای آن تلاش می کنم، بازگشت همسرم و اصلاح رابطه مان است.
5- اگر اندک تأملی به لایحه جناب وکیل شود، مشاهده می کنید که یک معنا در سراسر آن تکرار شده و آن ادعای عدم امکان سازش، عدم تمایل زوجین بر ادامه زندگی مشترک و عدم مصلحت زوجین در بقاء رابطه بوده ولی چیزی که مسکوت مانده این است که ایشان با چه حقی و با چه علمی و با چه دلیلی قیّم ما شده اند و داوری نموده و ما را مستحق طلاق می دانند.
همانطور که عنایت دارید طلاق از سوی زوجه و حتی زوج، آنطور که در ماده ۱۱۳۳ آمده نیازمند دلیل است و قانونگذار حتی خود زوجین را هم صالح و تصمیم گیر نهایی و غایی ندانسته و تعیین تکلیف را به یک شخص عالی و نماینده جامعه و مصلحت اندیش، باتجربه و آگاه به قوانین، بنام قاضی سپرده است. علاوه بر اینها اگر به سراسر لایحه توجه شود هیچ نقطه ضعفی و هیچ مصداقی برای کوتاهی اینجانب از جمله آلوده دهنی و فحاشی یا آزار و ضرب و جرح زوجه، یا عادت و اعتیاد به رفتار ناپسند، خسّت و ندادن خرجی و هر نوع عمل غیراخلاقی و غیرانسانی و غیر عرفی دیده نمی شود.
در نهایت آنچه که احتمالاً خود آقای وکیل نیز می داند و همسرم یقیناً به آن باور دارد اینست که من عمیقاً و عاشقانه او را دوست دارم و البته شاید ایشان را نباید اینقدر آزاد می گذاشتم تا اسیر امواج و جوّ ساخته و پرداخته بد خواهان شود و تنها از این یک بابت پشیمانم و عمیقاً معتقدم که رابطه مان قابل اصلاح است و از اینکه زندگی خود را در عمل و به واقع به پای او ریختم و از اینکه مهریه پانصد سکه ای او را یکجا پرداخته ام، پشیمان نیستم و هر وقت که به فرزندم و لحن صدا و چهره همسرم فکر می کنم به اندازه یک دنیا احساس دلتنگی مرا فرا می گیرد و البته خوب میدانم که لحن برگزیده در لوایح تقدیمی خواهان در مرحله بدوی و تجدیدنظر، نگاه و نظر همسرم نیست و کسانی که زندگی و سرنوشت ما را طعمه کسب اندکی درآمد قرار داده اند و به آن عالیجنابان عرض می نمایم همانطور که دادگاه بدوی و تجدیدنظر، صحیحاً رابطه ما را قابل اصلاح و طلاق را ناروا و غیر قانونی دانسته است، ایشان نیز حکم مقتضی و موافق مصلحت صادر فرمایند و باور دارم که هر آنچه پیش آید، خیری است از جانب پروردگار.
تحلیل حقوقی لایحه دفاعیه فرجامخواهی طلاق در دیوان عالی کشور
در این لایحه، محور اصلی دفاع بر این مبنا استوار شده که فرجامخواهی زوجه، فاقد انطباق با جهات مصرح در ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی است. دیوان عالی کشور مرجع رسیدگی ماهوی نیست و صرفاً در صورتی میتواند رأی را نقض کند که ایراد مؤثر شکلی، مخالفت صریح با قانون یا عدم صلاحیت مرجع صادرکننده رأی احراز شود. در متن لایحه بهدرستی تأکید شده که فرجامخواهی صرفاً تکرار همان استدلالهای مرحله تجدیدنظر است، بدون آنکه دلیل جدید یا ایراد شکلی مؤثری ارائه شود.
از منظر عملی، یکی از نقاط قوت این لایحه، تفکیک دقیق میان اختلافات ماهوی زوجین و حدود نظارت دیوان عالی کشور است. دفاع زوج با تمرکز بر امکان اصلاح رابطه، فقدان سوءرفتار قانونی و نبود دلایل قانونی برای احراز عدم امکان سازش، نشان میدهد که رأی صادره از محاکم پایینتر بر مبنای اصول حقوق خانواده و مصلحتاندیشی قضایی اتخاذ شده است. همچنین پاسخ به ادعاهای غیرمستند، مانند انتساب شکایات کیفری یا برداشتهای شخصی وکیل مقابل، در چارچوب رد کلیگویی و خروج از صلاحیت فرجامی، کاملاً منطبق با رویه دیوان عالی کشور تنظیم شده است.
در جمعبندی باید گفت، این لایحه نمونهای مناسب از دفاع مؤثر در مرحله فرجامخواهی طلاق است که با پرهیز از ورود به احساسات صرف و تمرکز بر ایرادات شکلی، احتمال تأیید رأی را افزایش میدهد. چنانچه در پرونده خانوادگی خود با فرجامخواهی در دیوان عالی کشور مواجه هستید، بهرهگیری از مشاوره تخصصی و تنظیم لایحه متناسب با شرایط پرونده، نقش تعیینکنندهای در سرنوشت دعوا خواهد داشت. برای بررسی دقیق پرونده و رزرو وقت مشاوره، میتوانید با وکیل مسعود محمدی در ارتباط باشید.
پرسش و پاسخ تخصصی
۱. آیا دیوان عالی کشور در فرجامخواهی طلاق وارد بررسی دلایل و مستندات زوجین میشود؟
خیر. دیوان عالی کشور اصولاً وارد ماهیت اختلاف و ارزیابی دلایل زوجین نمیشود. رسیدگی فرجامی محدود به بررسی رعایت تشریفات قانونی، صلاحیت مرجع صادرکننده رأی و انطباق حکم با مقررات آمره است. بنابراین، استناد به دلایل احساسی یا اختلافات شخصی، در این مرحله فاقد اثر حقوقی است.
۲. مهمترین مبنای قانونی برای رد فرجامخواهی طلاق چیست؟
مهمترین مبنا، عدم انطباق ادعای فرجامخواه با جهات مصرح در ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی است. اگر فرجامخواهی صرفاً تکرار اعتراضات ماهوی مرحله تجدیدنظر باشد، دیوان عالی کشور آن را قابل پذیرش نمیداند.
۳. آیا ادعای عدم امکان سازش بهتنهایی میتواند موجب نقض رأی در دیوان عالی کشور شود؟
خیر. ادعای عدم امکان سازش، موضوعی ماهوی است و تشخیص آن بر عهده دادگاه بدوی و تجدیدنظر است. مگر اینکه در رسیدگی، تخلف شکلی مؤثر یا مخالفت صریح با قانون رخ داده باشد که در این صورت قابل طرح در فرجام است.
۴. نقش لایحه دفاعیه زوج در مرحله فرجامخواهی چیست؟
لایحه دفاعیه زوج باید تمرکز خود را بر رد ایرادات شکلی، اثبات رعایت تشریفات قانونی و تأکید بر صلاحیت و صحت رأی صادره قرار دهد. پرداختن به جزئیات زندگی مشترک، تنها در حد پاسخ به ادعاهای کلی و خروج از صلاحیت فرجامی، توصیه میشود.
۵. آیا تنظیم لایحه فرجامخواهی یا دفاع از آن بدون وکیل توصیه میشود؟
با توجه به تخصصی بودن مرحله فرجام و حساسیت استنادهای قانونی، تنظیم لایحه بدون دانش حقوقی کافی میتواند به رد دفاعیات منجر شود. استفاده از وکیل متخصص دعاوی خانواده، احتمال موفقیت در دیوان عالی کشور را بهطور محسوسی افزایش میدهد.






